کالای فیزیکی

شهریار (نوشته نیکولو ماکیاولی)

شهریار (نوشته نیکولو ماکیاولی)

شهریار (نوشته نیکولو ماکیاولی)

۲۴٫۰۰۰تومان
اضافه به سبد خرید

مترجم : داریوش آشوری

قطع :رقعی

تعداد صفحه :216

سال انتشار شمسی :1398

سال انتشار میلادی :-

نوع جلد :شومیز

معرفی کتاب

پايان قرون وسطى زنجير شده به دو نهضت مهم نوزايى فرهنگى (رنسانس) و اصلاح‌گرى (رفورماسيون) است، دوران جديد از خاكسترهاى قرون وسطى سر بر مى‌كشد، دورانى كه مبتنى بر جهان‌بينى ويژه‌اى است از مهمترين عوامل آن كاهش قدرت كليسا و دين‌مداران و دان‌دارى قدرت علم است، فرهنگ عصر نوين بيشتر دنيوى است و كمتر روحانى و الهى، دولت‌ها جا بر كليسا و قدرت دنيوى آن تنگ مى‌كنند و آن‌ها بر امور فرهنگى نيز نظارت مى‌كنند، دايره قدرت دينى تنگ مى‌شود و اگرچه در ابتدا قدرت در دست شاهان است، اما كم‌كم نظام سلطنتى جاى به دموكراسى مى‌سپارد يا با سقوط شاهان ديكتاتوران بر جايگاه آن‌ها تكيه مى‌زنند. در تمام اين دوران شاهد قدرت‌يابى دولت ملى هستيم، نفى حاكميت كليسا اگر جنبه تخريبى دوران نوين است، جنبه ترميمى آن پذيرش حاكميت علم است. در رنسانس ايتاليا، علم سهم اندكى داشت، نخستين حمله جدى انديشه‌هاى علمى به باورهاى جزمى و تغييرناپذير انتشار نظريه كوپرنيك در سال 1543 ميلادى بود، اما اين نظريه نفوذى نيافت، پس از آن كپلر و گاليله در قرن هفدهم با بهره‌جويى از آن، به اصلاح آن پرداختند، نبردى ميان علم و دنياى جزمى آغاز شده بود، نبردى كه در نهايت با شكست پيروان سنت‌هاى كهن به پايان رسيد، تسلط علم بر اذهان بسيار متفاوت از سلطه انديشه‌ورزان دينى بر مردم بود، اين‌جا پاى حاكميت عقل در ميان بود و همين باعث رشد فرديت شد تا جايى كه به سرحد هرج و مرج نيز رسيد. در ذهن مردمِ دوران جديد هر نوع انضباطى تداعى آموزه‌هاى دين‌باوران بود. هرج و مرج اخلاقى پيامد آن دهشتناك بود، اما اين رهايى از قيد و بندهاى سنن كهن سويه روشنى نيز داشت و آن بروز شگفت‌آور نبوغ هنرى و ادبى بود.

شهریار اثر نیکولو ماکیاولی، نویسنده و سیاستمدار ایتالیایی، بی‌گمان پرخواننده‌ترین، بحث‌انگیزترین و بدنام‌ترین اثر سیاسی همه زمان‌هاست. شهریار که در سال ۱۵۱۳ میلادی به رشته تحریر در آمد و تا سال ۱۵۳۲ به چاپ نرسید، موضوع بحث تفسیرهای متنوعی بوده است. از نوشته‌های سیاسی وی باید به دو اثر وی که دریچه‌ تازه‌ای رو به جهان سیاست باز کرد، اشاره کرد: گفتارها و شهریار. گفتارها درباره مملکت‌هایی است که به روش جمهوری اداره می‌شوند و شهریار درباره حکومت‌هایی است که به شکل پادشاهی اداره می‌شوند. ماکیاولی شهریار را در دوران سخت زندگی خود نوشت و پس از نوشتن کتاب، آن را به لورنسو مدیچی پیشکش کرد؛ به امید این‌که شغلی به دست آورد. این کتاب در سال ۱۵۵۹ در فهرست کتاب‎های ممنوعه پاپ گنجانده و نویسنده آن ماکیاولی شیطان نامیده شد.

کتاب شهریار ماکیاولی را از جمله کتابهای بدنام تاریخ می‌دانند. می‌گویند ماکیاولیسم تنها مکتبی است که پیروان آن، وقتی می‌خواهند مخالف خود را تخریب کنند، او را ماکیاولیست می‌نامند! به احتمال زیاد، مطالعه کتاب شهریار ماکیاولی برای اکثر ما تجربه‌ی شیرینی نیست. کتابی که در آن، اخلاق، حتی در حد تعارفات متداول هم جایگاهی ندارد. جالب اینجاست که لغت شهریار یا Prince در عنوان دو کتاب کلاسیک به کار رفته است و هر دو هم، از نام آورترین کتابهای تاریخ بشر هستند. یکی کتاب سنت اگزوپری که ما به نام شازده کوچولو می‌شناسیم (The Little Prince) و دیگری کتاب ماکیاولی با نام شهریار (The Prince). یکی از این دو کتاب، از انسانی‌ترین و احساسی ترین کتابهای جهان است و دیگری را به عنوان نماد رفتار و نگرش غیرانسانی و قدرت محور می‌شناسند.

کتاب شهریار از ژوئیه تا دسامبر 1513، در ویلای سانتاندرئا واقع در پرکوزینا، نزدیک سان کاشانو، به نگارش درآمد که ماکیاولی از ماه آوریل همان سال، پس از آنکه به کلی مغضوب خاندان مدیچی، فرمانروایان تازه فلورانس، واقع شد به آن پناه برد. انگیزه تصادفی آن شایعاتی بود که در آغاز تابستان درباره نقشه‌های پاپ لئو دهم برای ایجاد دولتی به نفع برادرزادگانش، جولیانو و لورنتسو دِ مدیجی رواج یافت؛ این شایعات ماکیاولی را که نگران سرنوشت فلورانس و ایتالیا بود و پس از سالها تجربه سیاسی می‌خواست اندیشه به‌بار نشسته خود را بیان کند، بر آن داشت تا تفسیر خود درباره تیتوس لیویوس را متوقف کند و به نوشتن این رساله تازه و کوتاه‌تر روی آورد. در دهم دسامبر، در نامه مشهوری به دوست خود فرانچسکو وتوری، به او چنین خبر می‌دهد: «من رساله‌ای به نام شهریار نوشته‌ام که در آن تا جایی که می‌توانم درمسائل غور می‌کنم ... اینکه حاکمیت چیست، بر چند نوع است، چگونه آن را به دست می‌آورند، چگونه آن را حفظ می‌کنند و چگونه آن را از دست می‌دهند.» چندی بعد، در 1516، در آغاز رساله خود تقدیم‌نامه‌ای خطاب به لورنتسو دِ مدیچی نگاشت، ولی لورنتسو از متن بی‌خبر ماند. شهریار اثری است که با یک جهش فکری از ذهن نویسنده آن تراویده است و کوششهای تنی چند از نویسندگان برای اثبات اینکه ماکیاولی آن را طی مراحلی نوشته است به جایی نرسیده است. عنوان اثر را بی‌گمان خود ماکیاولی تعیین نکرده است: او خود آن را گاهی درباره پادشاهیها و گاهی درباره شهریار می‌نامد؛ دوستانش و کاتبان اولین نسخه‌ها نیز آن را به نام "درباره پادشاهیها" خوانده‌اند. ولی سنت مرجحاً نام "شهریار" را پذیرفته است و بدینگونه جای مهمی را که توصیف رئیس دولت در کتاب می‌گیرد برجسته کرده است.